سکس - معنی در دیکشنری آبادیس
واژه سکس اگر بصورت ( نام. ) بکار برود ۲ معنای اصلی میدهد: ۱_ژادینگی و جنسیت ۲_هم خوابگی ، خفت وخیز
اما واژه سکس اگر بصورت ( کارواژه. ) بکار برود تنها ۱ معنی میدهد: ۱_هم آغوش و هم بستر شدن ، معاشقه کردن ، شهوت راندن
... [مشاهده متن کامل]
شدن کار. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از محیط المحیط ) . || شوریده شدن رأی قوم پس نیافتن مخرج از آن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از محیط المحیط ) . || فربه شدن شتر . ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) .
تن آمیزی
کار زنی یا دختری را ساختن ؛ با او آرمیدن.
بزن دست بر شکر من تک تکک تک
... [مشاهده متن کامل]
چنان چون زغاره برد مهربانو.
؟ ( از لغت فرس اسدی ، نسخه خطی نخجوانی ) .
|| ( اِمص ) جماع. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) . آرمیدن با زن.
کوشیدن
آرمیدن. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ) . مجامعت : و کوشیدن با غلام بعد از آنکه هم در شریعت حرام است و هم خلاف طبیعت آفرینش است و هم سبب انقطاع نسل است و هم نزدیک همگنان زشت است. ( ذخیره خوارزمشاهی ، یادداشت به خط مرحوم دهخدا ) .
قضای شهوت کردن ؛ به آرزوی نفس عمل کردن و مقاربت نمودن. ( ناظم الاطباء ) .
وطی . [ وَطْی ْ ] ( ع مص ) آرامش با کسی . آرمیدن . جماع کردن . ( غیاث اللغات ) : و الدخول الموجب للمهر هو الوطی قُبُلاً او دبراً. ( شرایع علامه ٔ حلی ) .
طفل را نبود ز وطی زن خبر
جز که گویی هست آن خوش چون شکر.
مولوی .
|| پایمال کردن . ( غیاث اللغات ) .
... [مشاهده متن کامل]
- مواقعه کردن ؛ جنگ کردن. جنگیدن. به حرب پرداختن. نبرد کردن. رزمیدن. ( از یادداشت مؤلف ) .
|| آرمیدن با زن. آمیزش. مقاربت. مجامعت. مواقعت. مباضعت. مباشرت. مضاجعت. جماع. وقاع. مباضعه. بضاع. نزدیکی. آرامش. آرامش با. . . صحبت. ( یادداشت مؤلف ) . و رجوع به مواقعة و مجامعت شود.
آمیزش جنسی ، موجب تولید فرزند
ترکیب اسپرم و تخمک و تشکیل سلول های اولیه خلقت
۱. امور جنسی.
۲. عضوی از بدن که جنسیت را تعیین می کند.
سیم بر سنگ زدن . [ ب َ س َ زَ دَ ] ( مص مرکب ) کنایه از جماع کردن . ( غیاث ) ( آنندراج ) : تا بطبع تو بود با او بزن با سیم سنگ ور بدل گردد مزاجش نیست او زر عیار. استاد ( از آنندراج ) .
درآمدن شوی بر زن ؛ دخول. مباشرت : ملکی از ایشان غلبه گرفت و عروسان را دوشیزگی بردی پیش از درآمدن شوی. ( التفهیم ) .
سکسیدن.
م. ث
سکسیدن این حیوان ها شوربختانه به زاییدن توله های جدید نیانجامید.
کام رانی
سپوژ در پهلوی ساسانی
سپوختم: سکس کردم
می سپوزم: سکس می کنم
گُشنی کردن
خفت و خیز
مَرزیدن
نزدیکی
آمیزش
گاییدن
کردن
آمیزش
بنظر میرسد واژه کامش که به تازگی معادل سکس درنظر گرفته شده چندان رسا نیست چون ما واژه هایی چون کامیابی ( رسیدن به هدف و خواسته ) و کامروایی ( برآورده شدن آنچه آرزو دارید ) چندان با سکس که برآورده شدن تنها بخشی از خواسته ها و نیازهاى آدمی است تناسب نداشته باشد.
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ٢٠)